روایت گیل/ رضا براتی در مرور نوشت: شهرها از هزاران سال پیش مرکز فعالیتهای گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بودهاند. یکی از مهمترین مؤلفههای حیات شهری، بدون تردید، عامل حرکت و جابجایی است. تسهیل حرکت نیز همواره از کلیدیترین اهداف مدیران و برنامهریزان شهری در سراسر جهان بوده و خواهد بود. با اینحال، در دوران مدرن، ماهیت، کمیت و کیفیت این حرکت بهگونهای دگرگون شد که در تاریخ بشر بیسابقه بود.
اگرچه اختراع لوکوموتیو و اتومبیل در ابتدا با استقبال و شگفتی فراوان مدیران شهری مواجه شد و از آنها برای ساماندهی فضاهای شهری استفاده گردید، اما با گذر زمان بهتدریج مشخص شد که خودرو، برخلاف تصور اولیه، راهحلی معجزهآسا نیست.
در حوزه شهرسازی، دو رویکرد اصلی قابل شناسایی است: رویکرد خودرومحور و رویکرد انسانمحور.
رویکرد خودرومحور، که ابتدا در کشورهای پیشرفته صنعتی شکل گرفت و سپس به کشورهای در حال توسعه گسترش یافت، با اتخاذ سیاستهایی نظیر تشویق پراکندهروی شهری، جدایی فضایی میان عملکردهای اصلی شهری مانند فضاهای مسکونی، خدماتی و شغلی، احداث و تعریض خیابانها، ساخت پلهای روگذر و زیرگذر، تأمین پارکینگ رایگان حاشیهای، بیتوجهی به عابران پیاده و پیادهروها، تضعیف حمل ونقل عمومی، ایجاد فضاهای شهری تهی و ناامن، اولویت دادن به حرکت آزادانه خودروهای شخصی بدون محدودیت و تشویق به تولید و واردات خودروهای شخصی بهجای وسایل حمل ونقل ریلی و غیرریلی، فضاهای شهری را تحت سلطه خودروها قرار داد.
این رویکرد امروزه با چالشهای جدی مواجه است و با وجود تلاشهایی مانند تولید خودروهای برقی برای توجیه آن، همچنان انتقادات فراوانی به آن وارد میشود. این سیاستها اغلب بهعنوان تحقیر انسان، بیتوجهی به سلامت جسمی و روانی افراد و تحمیل هزینههای سنگین به جامعه تلقی شده و ناکارآمدی آن در ایجاد شهرهایی انسانمحور و پایدار آشکار شده است.
در مقابل رویکرد خودرومحور، رویکرد انسانمحور مطرح شده است که امروزه بسیاری از کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه در سراسر جهان آن را دنبال میکنند. این رویکرد با تمرکز بر بازگرداندن انسان به فضاهای شهری، محدودیتهای متعددی برای استفاده از خودروهای شخصی اعمال میکند.

